|
تاریخ انتشار :21.02.2026
درسی که باید رضا پهلوی از
اپیزود بختیار در انقلاب ۵۷ بگیرد!
مهرنوش موسوی

آقا هیچ انقلابی تا الان به اندازه انقلاب پنجاه و هفت فقر راوی
حقیقی نداشته که این انقلاب دچارش شد. آخوند میگوید اصلن کلهم به
خاطر اسلام انقلاب شد. در حالیکه دروغ است. انقلابی ضد سلطنتی بود
که بعده ها لباس اسلامی تن آن کردند. اولین برپا دارندگانش با مینی
ژوپ شعار مرگ بر شاه میدادند. سلطنت طلب میگوید تقصیر چپی ها بود.
چپی ها باعث سرنگونی شاه و آوردن خمینی شدند. الان « پنجاه و هفتی
ها» فحشی است که دیگر از گلشیفته فراهانی نصیبش شده تا کریستین
امانپور. تعدادی از مردم ایران هم چونکه زیر اختناق شدید زندگی
میکنند، علاقه شان هم به آموختن و حفاری تاریخ بر خلاف ادعایی که
در باره هوش خودشان دارند، بسیار کم است و تربیت شیعی و شرقزده
باعث تنبلی مغزی شدهدنبال ناجی میگردند، این را باور کردند. مثل
اسطوره عاشورا تاسوعا که تازگی ها فهمیدند دروغ بوده است. سوال در
بالای هر دو روایت این است که اوکی اصلن فرض کنیم سلطنت طلب حق
دارد و لولوی چپ باعث سرنگونی سلطنت شد. فرض هم کنیم که خمینی راست
میگوید و مردم میخواستند اسلام بیاید و قتل عام شوند و به بهشت
بروند. برویم در زمین هر دو روایت.
سوال این است طبقه بورژوازی
ایران که شاه نماینده سیاسی اش بود، چرا مقاومت نکرد؟ مقاومت سیاسی
و فکری؟ چرا سلطنت طلب با یک فاصله چهل و هفت ساله تازه از سوراخ
در آمده و مدافع سلطنت شده؟ شما که نمیتوانی بررسی موقعیت خودت را
مدام گردن بقیه بیندازی. جواب این سوال یک کلید طلایی در تاریخ
دارد آنهم بختیار است. بختیار و جبهه ملی نمایندگی سیاسی یک بخشی
از سرمایه داری ایران را دارند که شاه در راس آن بود. خب شما الان
آلمان را هم نگاه کنی، در خوده طبقه حاکمه تکثر منافع اقتصادی و
سیاسی میبینی. حزب آ اف د، از حاشیه راست دمکرات مسیحی ها آمده است
و دمکرات مسیحی ها به افق سوسیال مسیحی ها خیلی نزدیکند. اینها همه
رگه های یک طبقه واحدند با لحجه های مختلف و افق های میان سطور.
بختیار را حکومت شاه آورد. در آخرین دقایق بختیار را صدا کرد و گفت
شما ملی گراها چکار میتوانید بکنید که حکومت از دست نرود؟ دارند
خمینی را می آورند. ملت هم ساکت نمیشوند. میدانید که بختیار در
زندان بود. پنج سال در زندان شاه بود. هفت سال هم تبعید بود.چرا؟
چونکه مدام به شاه میگفت قدرت سیاسی را متمرکز نکن میبازی. فضا را
باز کن. بساط ساواک و شکنجه را جمع کن. الان در فضای جنگ سرد فشار
حقوق بشری روی دیکتاتورها زیاد است. بگذار احزاب مختلف تشکیل
بدهیم. همه این حرفها را هم طبقه خوده شاه که چپول هم نبود به شاه
میزد. میگفتند شورای سلطنت درست کن، تکثر قدرت ایجاد کن. میدانید
جواب شاه چی بود؟ جوابش عین جواب الان رضا پهلوی بود. عینن! باور
کنید مصاحبه اش با تلویزیون فرانسه را نگاه میکنید انگار دارید
مصاحبه شاه را در سال پنجاه و شش می بینید. شاه قدرت متمرکز فردی
خودش را ول نکرد. خروجی این استبداد و خفقان آریامهری این بود که
وقتی به این نتیجه رسید اشتباه کرده دیگر خیلی دیر بود.
دقت کنید دوستان و بروید خودتان سرچ کنید و بخوانید. دو سال قبلش
بختیار میگفت حداقل به حرف هویدا گوش کن! احزاب را آزاد کن، انقدر
شکنجه و اعدام نکن. بگذار هم طبقه ای های خودت لااقل حرف بزنند.
شاه توی دهانشان زد، زندانی و دستگیر کرد. دو سال بعد که دیر شده
بود همین بختیار را صدا کرد کمکش کند. بختیار به شاه گفت به شرطی
که ول کنی بروی. شما دقت کنید! گفته که دیگر حتی ماندنت هم جایز
نیست. برو ببینیم میتوانیم حکومت را جمع کنیم؟ شاه حتی همین را
قبول میکند. عین اصلاح طلبها که به خامنه ای میگویند تو برو تا
لااقل بقیه اش را جمع کنیم و با آمریکا ببندیم.
خب اونوقت سوال من این است چطور یک شاهی جوری حکومت میکند که دو
سال بعدش حتی راضی باشد فرار کند، به شرطی که بتوان حکومت را حفظ
کرد؟ اگر بختیار در سال پنجاه و هفت راه حل بود، چرا پنجاه و پنج
نگذاشتی جلو جامعه تا دیر نشده بود؟ میدانید چرا نگذاشت؟ اول به
خاطر همین منم منم های امروز رضا پهلوی. عالم و ادم الان به او
میگوید بابا دست بردار نمی بینی دانشگاه با تو نیست. زنها کنار
کشیدند. کردستان کهاصلن مقابل تو ایستاده آذربایجان که شعار میدهد
پهلوی بی شرف است. باز کن جبهه را و تکثر را به رسمیت بشناس.نتیجه
اش چی بوده؟ آدم میفرستند کریستین امانپور را بزنند که همین حرف را
زده.
دومین دلیلش این بود شاه از اسلامیها و اخوند میترسید که از امثال
بختیار و هویدا حمایت کند و انتقاداتشان را به حساب بیاورد. هم
بختیار هم هویدا درس خوانده خارج بودند. سکولار بودند، هر چند که
جبهه ملی هم عرضه نداشت اخوند را سر جایش بنشاند. ولی شاه از
اعتراض آخوند به خاطر پا دادن به اینها میترسید.مگر نخواندید که به
مهرانگیز منوچهریان نماینده مجلس سنا از دربار زنگ میزنند میگویند
اعلیحضرت گفته لایحه اصلاح خانواده که صیغه را ممنوع اعلام میکند
پس بگیر چون ایت الله ها در قم گفتند اگر این تصویب شود می ریزیم
توی خیابان. خاطرات مهرانگیز منوچهریان را بخوانید. نه چپ بود نه
ملی گرا. عدم تکثر از یک طرف، یعنی عدم تقسیم قدرت، سازش با اخوند
و اسلام از سوی دیگر باعث و بانی سقوط شاه و عدم مقابله و سنگر
بندی جدی طبقه خودش شد.
وقتی به این نتیجه رسید که اعمال دیکتاتوری فقط به گلسرخی و جزنی
نبوده، بل حتی قشرهای محافظه کار طبقه خودش را هم زده داغان کرده
که ایر بگ سلطنت محسوب میشدند، دیگر خیلی دیر بود.خیلی! سی و هفت
روز بختیار حکومت کرد. زندانیان سیاسی را آزاد کرد. قول داد
انتخابات میکند. ولی دیگر دیر بود. میدانید چرا؟ چون خود طبقه شاه
قبل از مغزشویی مردم بوسیله خمینی تسلیم شده بود. بختیار اعلام کرد
فرودگاه مهرآباد را روی خمینی می بندد. به رئیس جمهور فرانسه زنگ
زد گفت جلو پرواز خمینی را بگیرید. میدانید کی اسمان را باز کرد و
به خود بختیار خیانت کرد؟ فرماندهان ارتش شاه و روسای وقت ساواک!
درست پشتبند تصمیم بختیار که جلوی سفر خمینی را بگیرد، ۲۸ فرمانده
ارتش و امرای حکومت شاه در توافق با آمریکا و مستشارانش در تهران
نامه دادند و به خمینی تسلیم شدند. نیروی هوایی اعلام کرد آسمان
ایران برای ورود خمینی فاشیست امن است. وقتی خمینی آمد، خودش دولت
موقت تعیین کرد و بختیار دید فایده ندارد، رفت در تهران مخفی شد.
میدانید یاران بختیار وقتی پیش شاه رفت و درخواست کمک را پذیرفت به
او پشت کردند. ملی گراها گفتند مگر این بابا همانی نبود که علیه
مصدق کودتا و خوده تو را زندانی کرد. واسه چی رفتی کمکش؟ بختیار
معتقد بود خمینی بدتر است. خمینی فاشیست است. که ارزیابی اش درست
بود. در تمام این اتفاقات، چپ ایران هیچ کاره بود. فرماندهان ارتش
شاه امضا کردند. ملی گراها دنبال خمینی رفتند. و شاه خودش مقصر
درجه یک بود.
خب اونوقت سوال من از آقای سلطنت طلب این است وقتی به قتل عام
دیماه امسال میپردازیم، شماها میگویید فقط خامنه ای مقصر بود
ولاغیر…پس چطور است که در انقلاب پنجاه و هفت بابای دیکتاتور شما
که اصلن مقصر نیست، هیچی، ولی فقط چپها مقصرند و باد و باران و
فلک! تازه خمینی را هم در بردید.
چرا بختیار بیشتر از خمینی در زندان پدرت بود؟ خمینی راست راست
میچرخید، پرویز ثابتی در منو تو گفت خودمان رساله ولایت فقیه اش را
بوسیله ساواک منتشر و پخش کردیم!
رضا پهلوی دقیقن دارد همان کاری را میکند که پدرش کرد و سرنگون شد.
شما الان نگاه کنید پلتفرم نرگس محمدی خدایی اش فرق چندانی با رضا
پهلوی ندارد. به جز تکثر سیاسی، از لحاظ افق سیاسی، راست است. مسیح
هم راست است. حسن شریعتمداری هم همان حرف را میزند. چرا نتوانسته
همفکران خودش را جمع کند؟
بعد شما فکر میکنی دول غربی و مطبوعاتشان هم مثل این پیروان ترمز
بریده ولایت سلطنت بیسوادند؟ نمیدانند شاه چه کرد؟ دهها بار تا
الان جمع بندی کردند چونکه آمریکا یک متحد مهم منطقه ای اش را
باخت. دهها رساله در باره چرایی انقلاب پنجاه و هفت نوشتند. بعد تو
فکر میکنی با اب دهان انداختن و چهار تا شعار الکی پنجاه و هفتی
ها، میتوانی تاریخ را بچرخانی؟ اولین مصاحبه مطبوعاتی که به تو
گفتند آقا تکثر چی شد؟ باید میفهمیدی که دارند به اشتباه و لایف
استایل سیاسی پدرت آدرس میدهند. برای چی ترامپ میگوید پسر خوبی است
ولی شک دارم بتواند حکومت کند ؟ همین که داری یک کله با کمک تیم
اطلاعات سپاه در دور و برت به سمت دیواری میروی که باعث سرنگونی
پدرت شد، یعنی که مطمئن باش دولتهای غربی خرجت نمیکنند. برو یک
میلیون در خارج جمع کن! یارو به اینده تو نگاه میکند.
مسیح علینژاد به ژنو دعوت شده بود که در باره جمهوری اسلامی صحبت
کند، همان موقع که عراقچی هم انجا بود. صحبتهایش هم با پاره کردن
عکس خامنه ای و پزشکیان بسیار خوب بود. در این وانفسایی که بویژه
مهم است شخصیتهای زن مخالف جمهوری اسلامی در صحنه بین المللی حضور
داشته باشند.
در ویدئویی که امروز پخش کرده، صدای شعار جاوید شاه را در آغاز
جلسه میشنوید و بعد در جواب جاوید شاه کسی فریاد میزند: زن، زندگی،
آزادی. مسیح که قشنگ میداند امده اند جلسه اش را با جاوید شاه جلو
غرببه ها به هم بزنند، استرس میگیرد و زنانه شروع به جمع کردن و
ساکت کردن مرد سلطنت طلب میکند. به این شیوه که میگوید اجازه بدهید
ترجمه کنم اینجا دو تا شعار را شنیدید یکی جاوید شاه بود و یکی هم
مال انقلاب زن زندگی ازادی. بعد میگوید میدانید رژیم جمهوری اسلامی
هر دو اینها را سرکوب میکند و ما برای ایرانی مبارزه میکنیم که
صداهای مختلف در انجا شنیده بشود. جلسه گویی ساکت میشود طوری که
بعدن او میتواند فوکوسش را بگذارد روی رژیم و عکسهایشان را پاره
کند.
در باره این واقعه میخواهم چند نکته مهم را بحث کنم:
۱. اول از همه مسیح باید بداند در این صندلی وسطی که نشسته، تا ابد
نمیتواند بنشیند. سلطنت طلبها به هیچ شخصیت زنی که بخواهد عاملیت
سیاسی در این اوضاع داشته باشد رحم نمیکنند. چونکه او را رقیب
پادشاهشان می بینند. این هم اولین باری نیست که این اتفاق برای
مسیح می افتد. اگر یادش باشد در تظاهرات بروکسل ، سه سال پیش نزدیک
بود از استیج پایین بکشند با شعار مسیح بگو جاوید شاه! همین الان
هم حتمن شنیده که شعار میدهند مرگ بر سه مفسد، مسی ، اسی، مجاهد!
پس لذا حرف من به مسیح علینژاد این است که مسیح جان!
ببین دستور العمل های آشپزخانه ای در سیاست جواب نمیدهد عزیزم!
اینی که نصیحت کنی که همدیگر را بغل کنید. اختلاف نیندازید یا ببین
چه خوبه همه همدیگر را به رسمیت بشناسیم؟ این حرفها ضعف سیاسی یک
زن را نشان میدهد. چونکه قادر به تحلیل سیاسی این نیست که جبهه ای
که مداومن مقابلش ایستاده چرا دشمنی میکند؟
مسیح دو راه بیشتر ندارد. یکی اینکه مثل گلشیفته توبه نامه بنویسد.
بگوید غلط کردم یک زمانی از حقوق زن دفاع کردم. غلط کردم یک زمانی
گفتم من سلطنت نمی خواهم. تتوی دستم را هم پاک میکنم، جایش تتوی
جاوید شاه میزنم، به شما میپیوندم چون الان وعده چلوکباب و ساواک
اینطرف است. اینجوری شاید یک پستی و یا مقامی هم در مطبخ زیرزمین
دولت دوران گذار به او بدهند. چونکه از لحاظ سیاسی و افق آینده
ایران، خیلی از پوینت های افق سیاسی مسیح به جنبش سلطنت میخورد.
دومین راهش این است آدم دست از کلاه گذاشتن سر خودش بردارد و
بایستد و بگوید اقای پهلوی به پیروانت و اجیر کرده گانت بگو نیایند
با شعار جاوید شاه مزاحم خیابانی فعالین سیاسی زن بشوند. آخر یعنی
چه که جلو کریستین امانپور را گرفتند، کلی فحش دادند که اصلن چرا
از شاهزاده شما سوال کردی، باید بلند میشدی در مونیخ کفش رهبر
فرزانه را پاک میکردی. بعد الان هم برای چی در ژنو میخواستند با
شعار جاوید شاه در یک کنفرانس مطبوعاتی که جای شعار دادن نیست جلسه
را به هم بزنند؟ چونکه برنمی تابند که جز رضا پهلوی کسی در مطبوعات
خارج ظاهر بشود.
مسیح گرامی!هم این و هم ان نداریم عزیزم! اینها دو تا شعار است. دو
تا جنبش، دو تا افق سیاسی، دو تا کانسپت،دو نوع رهبری. آخر نمیشود
ماست روی قیمه بریزید و بخورید. کسی که جاوید شاه را مقابل زن،
زندگی آزادی گذاشت، میدانست دارد چکار میکند. شما برو خودت به
منشور همبستگی که در جرج تاون نوشتید و ایشان زورکی امضائش کرد
نگاه کنید، یک بندش در باره حقوق زن است. زد زیر میز جرج تاون،
الان چهار تا شرط برای دوران گذار گذاشته که اصلن اسم زن دیگر در
آن نیست. خودش شعار زن زندگی ازادی را از تمام پلتفرمهایش پایین
آورد. آخه خواهر من! بیخودی و بی جهت نیست که پیروانش پرچم زن
زندگی ازادی را پاره میکنند و به جای این شعار فحش خواهر مادر
میدهند. شاخ های این جنبش الان میگویند زن، زندگی، آزادی چپ بود!
مسیح! تا دیر نشده تکلیف خودت را روشن کن… تو با یک جامعه به شدت
آگاه طرفی. یا حقوق زن یا جاوید شاه! هر دو با هم نمیشود. بگو با
خودت چند چندی.
۲.کاری که سلطنت طلبها با مسیح میکنند یک عملکرد همینجوری احساسی و
غیرتی آنی یک مشت سلطنت طلب نیست. این یک کانسپت حساب شده سیاسی
است. این یکی از پوینت های پلنی فاشیستی است. پلنی که عروج جنبش
سلطنت طلب و رضا پهلوی را در گرو تار و مار کردن بقیه میداند. به
اعتقاد من در این پلن اطلاعات سپاه هم بطرز غریبی شریک است.
میدانید چرا؟ چونکه اگر موفق بشوند همه را و بخصوص زنها را حذف
کنند، بعدن سوزاندن کارت رضا پهلوی کاری ندارد. حتی به قدرت
رساندنش هم به نفع آنهاست. همه را میبخشد. همه به پست و مقام
میرسند. ساواک را با هم میسازند. لیست اعدام دست به دست میشود.
یعنی شما هر جوری این پلن را بچرخانی، به نفع جمهوری اسلامی است.
نگاه کنید ببینید جمهوری اسلامی نمیتوانست باعث ساکت شدن حامد
اسماعیلیون شود. باید ترورش میکردند. الان چه اتفاقی افتاده؟ انقدر
به خودش و همسر و کودکش فحش دادند که الان نشسته در خانه اش سیگار
میکشد. عوضش علی کریمی و فرخ نژاد و مابقی ارسالی ها را جلو
آوردند. نرگس محمدی را کی الان خفه کرده؟ تجمع مشهد یادتان هست؟
جمهوری اسلامی نمیتوانست کاری کند که در خارج شعار مرگ بر خامنه ای
و آزادی زندانیان سیاسی ندهند. شبکه زدند درون سلطنت طلب، اهداف
مشترک و پلن مشترک و اینجوری خارج را از دسترس مردم ایران دور
کردند. ساکت کردن شخصیتهای سیاسی اپوزیسیون دیگر با روش قدیمی میسر
نیست. الان روش جدید همین است. جاوید شاه بگو. حمله کن. فحش بده.
تهدید کن و ساکت کن! این جنبش و این کانسپت را نمیشود با تو بمیری
من بمیرم کنار زد. باید یک جنبش و جبهه قوی و متحد و مصمم بیاید شر
این جریان خطرناک را از سر مردم کم کند.
۳. وقتی خود اینها میگویند زن، زندگی، آزادی چپ بود. ما این شعار
را نمیخواهیم. چرا باید مثل مسیح آشتی الکی پلکی ایجاد کرد. تحویل
بگیرید بگویید راست میگی بابا، بده به من! مال من است. تو نه زن را
قبول داری نه آزادی را و نه زندگی را…فقط جاوید شاه و تخت سلطنت.
به نظر من ما ببوگلابی بودیم وگرنه از خیلی قبلتر باید خط میکشیدیم
و میگفتیم راست است، شما ربطی به آزادی و حقوق زن نداری. شما یک
جنبش دست راستی فوق ارتجاعی هستی که میخواهی اینده ایران را نابود
کنی. ما این کار را نکردیم. خوده آنها یک پدیده بزرگ را به اسم ما
سند زدند، به بغل ما انداختند، چرا این پا و ان پا میکنیم؟ چرا
تحویل نمیگیریم! چرا به مطبوعات و به جامعه بین الملل نمی گوییم
آقا در ایران دو تا آلترناتیو هست یکی جاوید شاه یکی حقوق زن، یکی
جاوید شاه و ساواک یکی آزادی. یکی شکنجه و از ماتحت به دار زدن
مخالف در خیابان ولیعصر یکی همزندگی، ممنوعیت اعدام و شکنجه. یکی
فاشیسم و راسیسم نژادی، یکی زنده باد حقوق انسانی احاد مردم، مردم
کردستان و رفع ستم ملی از همه !
مسیح در ژنو حقیقت را نگفت. چون فکر میکند میتواند از ایمیج زن
زندگی آزادی استفاده کند، از آن به عنوان ایر بگ حملات فاشیستی
بهره ببرد، هم بطور یواشکی زنبیل در صف جاوید شاه بگذارد. نمیشود
عزیز من. نمیشود، جامعه پلاریزه شده. بعدش هم توازن قوا به نفع
ماست. واسه دستور کار ما یک مملکتی بلند شد حجاب سوزاند، عمامه
پراند، آزادی و مرگ جمهوری اسلامی را فریاد زد. زن و مرد و ترک و
کرد و تهرانی و شیرازی و… را کنار هم قرار داد. این بابا با هوش
مصنوعی و دروغ و دونگ اسم انقلاب دیماه را گذاشته شیرخورشید، حتی
جلو مطبوعات جهان نمیتواند ثابت کند. مدام چلنجش میکنند. ما الان
که داخل نمیتواند این وظیفه را به عهده بگیرد، پونصد نفر شخصیت
سیاسی لازم داریم جنم این را داشته باشد بایستد بگوید بعله چی
میگی؟ من نماینده زن زندگی آزادی ام! فراموش کن که مثل خمینی بزنی
و روی موج سوار شوی.
#از_دموکراسی_بگو
#زن_زندگی_آزادی
#نه_به_فاشیسم
#سقوط_جمهوری_اسلامی
#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنیم
_________________________________________________________
توجه کنید . نوشتن یک ایمیل واقعی الزامی است . درغیر این صورت پیام
دریافت نمیشود.
|